فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
51
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
بازارهاى ايران بازارهاى ايران هنوز مقدار زيادى از جذابيت و فريبندگى خود را حفظ كرده و هنوز زيباترين گوشهء زندگى مردم اين كشور را تشكيل مىدهد . كسانى كه به شهرهاى مشرق زمين مسافرت مىكنند اگر از مشاهدهء بازارها خوددارى كنند نسبت به جالب توجهترين جنبهء زندگانى مردمى ، كه به كشور آنها مسافرت مىكنند ، بىاعتنايى نشان دادهاند . اين بازارها ممكن است شلوغ باشد ولى هيچ وقت كسلكننده نيست و صرفنظر از انداختن اخلاط سينه و خارج ساختن صداهايى پس از نوشيدن چاى زياد كه آن پسربچه در مجلهء پانچ « 1 » از آن به عنوان احساس پوزشخواهى ياد كرد مىتوان آن را يكى از مطبوعترين و وسيعترين باشگاههاى جهان خواند . هيچ چيز ملالآور در اين بازارها يافت نمىشود و اخبار در اندك مدتى در آن پخش مىگردد . مذاكرات بازار مانند گفتوگوهايى كه راجع به اسعار و بورس مىشود تازه و دست اول است . در بازارهاى ايران دكانداران مزاحم رهگذران نمىشوند . ايرانيان مؤدب فقط به انداختن يك نگاه پنهانى به خارجيان اكتفا مىكنند . اگر شخص خارجى به پيشخوان آنها نگاه كند و به محتويات آن توجه نشان دهد ، امر ديگرى است . در آن موقع دكاندار و يا صاحب بساط ، فورا به خود مىآيد و مانند يكى از نمايندگان مجلس هنگام تقاضاى رأى از يك رأىدهندهء جديد تبسم مىكند و سلام مىدهد ، ولى هرگز مانند فروشندگان قاهره و استانبول ، كه سياحان آنها را بد عادت كردهاند ، آستين كت شما را نمىچسبد . به همان
--> ( 1 ) . Punch مجلهء فكاهى هفتگى كه در انگلستان منتشر مىشود و در سال 1842 تأسيس يافته است . - م .